چتر سوراخ

نمی خواهم نوازش باران را از دست بدهم...

به یه جایی که رسیدیم.  حس کردم باید برم...

میدونستم که بعدش زجر میکشم.. میخواستم بمونم... اما رفتم.

چون نمیتونستم یه لحظه سردیتو ببینم.

حتی اگه بار آخر باهام سرد حرف نمیزدی حداقل امیدوارتر میشدم..

حتی اگه بهم میگفتی که توی اون یه هفته که قهر بودیم هرروز سراغمو از دوستم میگرفتی.

اما گفتم این آخرین باریه که باهم حرف میزنیم و توهم کمکم کن.  گفتی باشه دیگه زنگ نمیزنم

بعد از ۲سال عاشقی. منی که میگفتی نفست به نفسم بنده...

الان بهتر از قبل نفس میکشی؟؟؟

ازین شهر رفتی که دیگه حتی یه بارم تصادفی همو نبینیم؟

اما نمیدونی من هنوزم بیرون دنبال تو میگردم. که ندیدت بگیرم...

که دیگه ازت بدم میاد...

باورم شد برات تموم شده وقتی یه غریبه بهم گفت: شنیدم جدا شدین..

پ.ن: هنوزم نمیدونم چرا دوستت دارم.

همه رمزام یه جوری به تو مربوط میشه که باعث میشه همیشه یادت باشم...

عوضشونم نمیکنم چون تنها عددایی ان که همیشه یادم میمونه...

[ پنجشنبه 13 تیر1392 ] [ 15:31 ] [ joojoo ] [ ]

یه خاطره

دراز میکشی..

میخندی و به بازوت اشاره میکنی و میگی:

                                                   نمیای عشقم؟؟

منم با لبخند پیشت دراز میکشم و سرمو میذارم روی شونت.

با یه لبخند خاصی نگاه تو چشمات میکنم..

دیگه مثل همیشه بازیگوشی نمیکنم

که بخندی و بهم بگی شیطون...

آرامش عجیبیه

            خوابم میگیره

                      چشمامو میبندم

توی تمام مدتی که خوابم بوی تنت و گرمای وجودتو حس میکنم.

چشمامو باز میکنم

                 سرم روی زمینه

و توی یک اتاقم

                     تنها

بوی تنت میاد...

[ سه شنبه 3 اردیبهشت1392 ] [ 18:17 ] [ joojoo ] [ ]

خیلی دلم گرفته دلم یه عالمه دوست میخواد...
[ شنبه 25 آذر1391 ] [ 14:41 ] [ joojoo ] [ ]

نفرت

از لحظه هایی که از گذشتم خجالت میکشم متنفرم...

لعنتی. آدم از خودش خجالت بکشه چقدر درد داره.

[ شنبه 18 آذر1391 ] [ 12:45 ] [ joojoo ] [ ]

...

(:(

i dont know what i feel now....

[ چهارشنبه 10 آبان1391 ] [ 2:31 ] [ joojoo ] [ ]

مثل قبل عاشقونه نیستم

از همه اون لحظه هایی که با از دست دادن چیزهای دیگه به دست اوردم متنفرم...

بی احساسی الانو مدیون عشق از دست رفتمم......

[ شنبه 6 آبان1391 ] [ 12:11 ] [ joojoo ] [ ]

سر در گمم

من فکر میکنم اون ازم دلسرده.اونم همینطور...

عیب کارمون کجاس؟

پ.ن: عاشقم وقتی خوابم گوشیمم سایلنته و زنگ میزنه بیدار میشم. تا بهش فکر میکنم شمارش رو گوشیم میفته.

[ چهارشنبه 3 آبان1391 ] [ 17:28 ] [ joojoo ] [ ]

حالا من سیگار میکشم و تو اون کوفتیا

این روزها دیگه تو خوابم نیستی...

تو آخرین خوابم با تو، تو داشتی گریه میکردی.

گوه خوردم برگرد...

[ چهارشنبه 25 مرداد1391 ] [ 22:36 ] [ joojoo ] [ ]

کاش میشد بهت بگم دلم واسه نگات تنگ شده

یه روزی وقتی حالت بهتر شد برمیگردی...

میدونم.

یه حسی میگه اون موقع قبولت نکنم حتی اگه بخاطرش بمیرم....

چون من الان میخوامت.

[ یکشنبه 22 مرداد1391 ] [ 15:22 ] [ joojoo ] [ ]

خوشمزه ترین غذایی که خوردم لقمه ای بود که تو واسم گرفتی

من جوونم،

کوله باری از غم دارم...

چرا من...

چرا من باید غم باشه بارم؟؟

[ جمعه 20 مرداد1391 ] [ 23:38 ] [ joojoo ] [ ]

گریم بند نمیاد

 

میگن ساختن سخته ولی ویرون کردن آسونه،

میگن به دست آوردن سخته ولی از دست دادن آسونه،

لعنت به عشق ک توش از دست دادن سخت تر از به دست آوردنه....

[ سه شنبه 10 مرداد1391 ] [ 13:36 ] [ joojoo ] [ ]

وقتش رسید

وقتی تعداد چیزهایی که تو وجود عشقت میخوای نباشه و تغییر کنه، از اونایی که دوسشون داری بیشتر شد،

مرگ عشق نزدیکه...

[ شنبه 24 تیر1391 ] [ 18:43 ] [ joojoo ] [ ]

مگسی را کشتم..

نه به این جرم که حیوان پلیدی است...

                                              بد است...

و نه چون نسبت سودش به ضرر، یک به صد است...

من به این جرم که از فکر تو یک لحظه مرا بیرون کرد....

  مگسی را کشتم.


من کنکوری ام درکم کنین اگه دیر به دیر آپ میکنم.

لطفا دعام کنین...

[ دوشنبه 24 بهمن1390 ] [ 22:46 ] [ joojoo ] [ ]

عاشق مامان بابامم حتی وقتی بابا بم گیر میده و مامان میره سر گوشیم

 
سرم را نه ظلم مي تواند خم کند ،
نه مرگ ،
نه ترس ،
سرم فقط براي بوسيدن دست هاي تو خم مي شود مادرم ؛

 
سلامتيه اون پسري که...
..
10سالش بود باباش زد تو گوشش هيچي نگفت...
..
 20سالش شد باباش زد تو گوشش هيچي نگفت....
... ... ... ... ..
 30سالش شد باباش زد تو گوشش زد زير گريه...!!!
..
باباش گفت چرا گريه ميکني..؟
..
گفت: آخه اونوقتا دستت نميلرزيد...!

آدما تا وقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون هديه بخرن اما پول ندارن.
وقتي بزرگتر ميشن ، پول دارن اما وقت ندارن.
وقتي هم که پير ميشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!...

[ چهارشنبه 5 بهمن1390 ] [ 18:39 ] [ joojoo ] [ ]

میگن همه چی مث روز اول میشه..

     نه...

دیگه هیچی مث اون روزا نمیشه.

اون روزا رفتند....

       درست مثل تو...

برای اینکه اون روزا مریضم نکنن...

از خودم دورشون کردم...

درست مثل تو...

انارم خوشمزس...

اما همیشه بعد از طعم خوشمزش..

باید درد بکشی..

باید تحمل کنی تا از وجودت بره.

اگه تو بدنت بمونه، مریضت میکنه...

درست مثل تو...


پ.ن: کثافت انگیز ترین و چندش ناک ترین نوشتم بود...

[ جمعه 30 دی1390 ] [ 22:3 ] [ joojoo ] [ ]

دلم شيكست...

مامان چه حرفاش بد تلخ بودن...

چه بد راست ميگه...

[ سه شنبه 13 دی1390 ] [ 14:21 ] [ joojoo ] [ ]

گره كور احساس من

[ سه شنبه 13 دی1390 ] [ 13:1 ] [ joojoo ] [ ]

گاو كه كهنه خور شد بايد...

مامان ميگه: هرچي كه گنديده را نمكش بزن..

خوب نگام كن، براي كسي تا اين حد گنديده چقدر نمك كافيه؟؟؟

[ شنبه 10 دی1390 ] [ 15:0 ] [ joojoo ] [ ]

لياقت نداري

حتي لياقت نداري نفرين من باهات باشه

دنبال بي وفاييات، دنبال اون نگات باشه

حتي لياقت نداري چشَم بيفته تو چشت

دلم ميسوزه واسه ي كسي كه بشه عاشقت

حتي لياقت نداري بهت بگم بذار برو

بگم ازت بدم مياد، يا دل نميخوادت تورو

حتي لياقت نداري عكساتا آتيش بزنم

آتيش مقدسه، بده، باش عكستا بسوزونم

حتي لياقت نداري واسه تو حيف شعر من

برو ديگه نبينمت، هيچ حرف تازه اي نزن

[ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 11:50 ] [ joojoo ] [ ]

گمشو بابا...

بي خيال شو ديگه مارو، ماكه آدمش نبوديم.

آره اين يه اعترافه، ما تو عاشقي حسوديم.

چشم من كه دنبالت نيست، اين همه نازتو كم كن.

عشق و عاشقي كدومه، پاشو اين اداتا جمع كن.

تا چِشَم تو چشمت افتاد، ديگه از پيشم نرفتي.

يه سلام ساده داديم، تو خودت جدي گرفتي

[ شنبه 26 آذر1390 ] [ 11:51 ] [ joojoo ] [ ]

آسمونم امروز دلش خیلی پربود، کی دلشا شکسته؟

از تو که حرف می زنم

همه فعل هایم ماضی اند.

      حتی ماضی بعید...

               ماضی خیلی خیلی بعید....

کمی نزدیکتر بنشین،

دلم برای یک حال ساده تنگ شده است....

[ چهارشنبه 25 آبان1390 ] [ 16:43 ] [ joojoo ] [ ]

آقا منو طلبید. البته امیدوارم

امروز دارم میرم مشهد

با رفیقا عشق و حال

اونورم با آقا عشق و حال

میرم آدم میشم

کلأ الآن شدم آنتی پسر و عشق و عاشقی

چه خوش میگذره مشهد نانای نای نا نای نای.... 

[ سه شنبه 17 آبان1390 ] [ 14:24 ] [ joojoo ] [ ]

سه شنبه 90.4.21

این مترسک با یک قلب پارچه ای، با احساس نمی شود.

روزهای بارانی به دشت ویرانه ی من بیا

چشم های این مترسک خیس است؟؟؟

قطره های باران نیست، گریه اش هم نیست،

تف ابر به روی این نفرین شده است...

آره. تف به این عروسک که از بازی خسته شده

ولی باید برای رهایی ازین دنیا منتظر خستگی صاحبش بماند....

خدا زودتر خسته شو از تظاهر به ایستادگی خسته شدم...

[ دوشنبه 16 آبان1390 ] [ 2:22 ] [ joojoo ] [ ]